شعر در مورد اسم آوا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم آوا

شعر در مورد اسم آوا

شعر در مورد اسم آوا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم آوا

شعر در مورد اسم آوا ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم آوا همگی در سایت سارونه.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم آوا

الا اى پیلغوش نیک آوا
زبولى آر درویشا به مُروا

زنم چنگ و بریزم اشکِ دیده
اگرچه باشم اندر عشق دروا

بِشِل جانم ببر روحم که هالست
ز کوى تو مرا هر سقط سروا

ثوابى کن، صوابى کن روزى
بکن یادى ز ما چندى به پروا

نهشتم زین راه سخت ، جانا!
چنانا، رامین ویس را به مروا

دغولى آر ز آبى پاک، سقّا
که چند باشد، فرّار است مرغوا

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم آوا

عشق  چادر زده چندی ست حوالی دلم

مژدگانی بده بر پا شدنم نزدیک است

” فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم   “

عاشقت هستم و رسوا شدنم نزدیک است

شعر قشنگ در مورد اسم آوا

شب است!
ماه روشن,دل روشن ترازآن
مى خواهم چیزى بگویم شایدباورنکنید!
امشب
دعایم مستجاب شد
معبودخواندمرا
معبودخواندمرا
من خوشبخت ترین موجودم!
مادرم گفت:
رنگ شالى شده اى
سبزچون بیشه ناب
به گمان حالت امشب خوب باشد!
مادرم گفت:
چه کسى درمان کرد روح بیمارفرزندم؟
خانه اش آباد باد!
گفتم اى مادرمن
زندگى,باورمن!
خالقم آوا
دست بر این دل بیمارکشید
اواز رنجش من,واى گریست
مى بینى؟
خالقم ابرى شد
و دراین گرمى تابستان!
چه قشنگ مى بارید
چه قشنگ مى بارید
مادرم گفت:
کیست خالقت؟
کو؟کجاست خانه او؟
گفتم اى مادر من
دشنه آورسینه ام را تو بدر
خالقم آنجا است !

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم آوا

 گر هزار آوا کنون نوبت زند نشگفت از آنک

هر کجا گل شه بود نوبت هزار آوا زند

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم آوا

دخترى درنفسم جارى شد!
پر زایهام و سوال
آوا!
شاعرشهرخیال
شعراوفلسفه کشف کلام
شعراو
صبح طلوع!شورسلام
قلمش مى رقصد
همچوبى تابى بید
روى اندیشه سبز
روى اوراق سپید
آوا!
شاعرشهرخیال
فصل خاموشى باد
فصل پایان سفر
فصل یک خنده شاد
آوا!
بوسه داغ,راه عبور
دشت وسیع نقطه کور
آوا!
پرشورترین هاله نور
آوا!
شاعرشهرخیال
آوا………..

بهترین شعر در مورد اسم آوا

 عندلیبان را زشرم ناله ام مانند شمع

شعله آوا زبست آئینه منقارها

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم آوا

هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند خویشتن را گرچه دون است، ای پسر، والا کند
هر کسی که‌ش خار نادانی به دل در خست نیش گر بکوشد زود خار خویش را خرما کند

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم آوا

 چون گل صد برگ بزم خسروانی ساز کرد

بلبل خوش نغمه آهنگ هزار آوا گرفت

شعر درباره اسم آوا

ای بلبل خوش آوا ، سلطان گلستانی
ای ماه فلک آرا ، آیینه یزدانی
ای هست تر ازهستی ، از کون و مکان جستی
وی ساغر سرمستی ، بگذر ز پریشانی
هم رستم دستانی ،هم سام و نریمانی
هم کاوه آهنگر ، هم خسرو ساسانی
من رند و نظربازم ، پیوسته در آوازم
بی تو زچه اندازم ، من مهر به پیشانی
بی تو نه سر از خویشم ، شوریده و درویشم
ای مهر توام کیشم ، تو مهر فروزانی
با شاه سخن گفتن ، در وصف نمی گنجد
شاها تو چراغی باش ، در این شب مهمانی
عزم دو سپاهی کن ، از غمزه سلاحی کن
آنگاه نگاهی کن ، صد کشته و ویرانی
منصور چو من باشم ، الحق که تو بر حقی
دارم چو زنی جانا ، تو صاحب این جانی

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم آوا

 به صحرا لاله پنداری ز بیجاده دهانستی

درخت سبز را گویی هزار آوا زبانستی

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم آوا

در دیاری محدود
قفسی از واژه
در حصار احساس
می سرودم با غم
من ز یاد دیروز

آن زمان روشن بود
یک دریچه از نور
و جهانی از شور
روبرویم پیدا

من قدم ها کوتاه
کوچک
اما پر زور
روی این لب لبخند
بود پیدا از دور

دور
اما بی رحم
با شقاوت پر زور
منتظر بود ولی
بی خبر کودک کور

و رسیدم ناگه
تیرها سوی دلم
دام ها گسترده
وپناهی؟
افسوس
که بگیرد دستم
بکشد جور نامردی ها
و نوازد چنگی
وبخواند هامون

آه موسیقی قرن
بود ساز جنگی
نعره ی تیر و تفنگ
وصدای تابوت

در گذرگاه زمان
ثانیه پر معنی
پول هم با ارزش
علم تیغ جلاد
همه چیز نامفهوم

منٍ شاعر پر درد
هم دم من سهراب
با نگاهی آبی
وپر از آرایه
روی پودی از عشق
روی تاری از نور
هم نوا با من بود

روزنی پیدا بود
در سیاهی از دور
و نوایی از مهر
چون نسیم می آ مد

گفت کوتاه کن این بار
سخن
که کسی نیست تو را
هم آوا

پس خموش ماندم من
و در این بی مهری
همچو ماهی
که دور افتاده از دریا
مردم من

شعر عاشقانه درباره اسم آوا

 شده چو مجلس سیفی ز خرمی بستان

غزل سرایان بر شاخ گل هزار آوا

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم آوا

گلبرگ آوا

لحظه های شا د من
دانی کِی است
لحظه یِ شاد توست
لحظه دیدارواندر یاد توست
شاد شادم من درآن لحظه
*
لحظه های شاد من
درتبسم های شاد دیگران
در ربودن دل به دست دلبران
درامید گل به فردا
درامید بودن دریا و آب
درامید تابش خورشید و نور
درشتاب جاری نهری پرآب
*
لحظه های شاد من
درصدای قطره آبی است
لا به لای خنده طفلی است
درحرارتهای دست گرم انسانی است
دروفا برعهد و پیمانی است
یا که یاری دادن
بر نوع انسانی است
*
لحطه های شاد من
لا بلای برگهای دفتری
در گل نیلوفری
لا بلای داستانها
زندگی در روزگار بهتری
درامید زندگانی بر جوانها
لا بلای قصه های کودکانه
در ورای یک نگاه خواهشانه

*
لحظه های شاد من
در لبا س نو که می پوشند
درنوروزکودک ها
اسکناس نوکه بوی تازگی دارد
کودکان گیرند
از بزرگان روزنو
درجشن نوروزی
دردل رنگ حنای، دست دخترها
درطلای پاک و زیورها
*
لحظه های شاد من
درنی چوپان
درچرای گوسپندان
دردل کوه و بیابان
درعلفزاری که بوی آن
درون دشت گسترده
درتماشای تلاش هرکه
جانداراست و جنبنده
درصدای شُر شُرِآبی که در گرما
تشنه ای را میکند سیر آب
ازدرون چشمه های آب
*
لحظه های شاد من
با رفیقان بودن است
رویشان را دیدن است
شعرها را خواندن است
شادمانی کردن وخندان است
گاهتان خوش باد
دشمن دیرینتان افسرده نا خوش باد

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم آوا

 در آن میدان پر غوغا که بانگ کوس تندرسا

درید از هیبت آوا دل گردان کنداور

زیباترین شعر درباره اسم آوا

آوا عشق
ما نگـاره گران صـــــد آواره گـشـتـیـم
با سیلانی ها رفتیم و نه سیاره گـشتـیم

آوا عشــق در ذهــــــن مــا جـــا شــــد
از زمین پر زدیــــم و ستاره گشــــتـیم

روز در خمخانه و شب با میخانه بودیم
گریـزید زمــا که بـاز میخواره گــشـتـیم

بگفتند قصــه و افــسانه ی غــیابی مــا
که مجنون نبودیم و یخن پاره گـشـتـیـم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.