شعر در مورد اسم نرگس ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم نرگس

شعر در مورد اسم نرگس

شعر در مورد اسم نرگس ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم نرگس

شعر در مورد اسم نرگس ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم نرگس همگی در سایت سارونه.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم نرگس

به زیر سایه‌ی وحشت می‌شود نابود
غرور‌های مردی که تا که بود نا بود

قسم به دلهره‌ی دشت ، دلگیرم
کویر ، اوج هیاهو ، هنوز من پیرم

و التماس و تمنا و هر چه بود کردم
مگر به خواب بینی دوباره برگردم
.
.
.
.
.
چرا نوازش دستهای تو نصیبم نیست
عجب ! به جز دم و بازدم کسی رفیقم نیست

خیال‌های زیادی ز با تو ، من دارم
اگر شود ز ریزش اشک ، دست بردارم

درون حس پر از شوق مرد کسی می‌گفت
کلاغ سرد تشنج ز بام غم می‌رُفت

مدام بوده درونم نهایتت باران
تو تک ستاره‌ی وصلی ، نرگس باران

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم نرگس

شیوه نرگس ببین نزد بنفشه نشین

سوسن رعنا گزین زرد شقایق ببار

شعر قشنگ در مورد اسم نرگس

بسترم هالهً احساس ِتو را کم دارد
هوسم ساقهً ریواس ِتو را کم دارد
پنجره نرگس ِگلدان ِتو را/ زینهمه نرگس

اشک من وسعت ِتالاب ِتو را کم دارد
و سکوت ِشب ِتنهایی ِمرداب ِتو را کم دارد
قوی من از چه فریبا/ ونه نرگس

چشم ِمن نرگس ِزیبای ِتو را کم دارد
شانه ام فرصت ِچشمای تو را کم دارد
روم از خاطرهً چشمای شهلا/ ونه نرگس

دست ِمن سلسلهً موی ِتورا کم دارد
و کمانخانهً ابروی ِتو را کم دارد
می زنی ناوکم از چلهِ مژگان/ ونه نرگس؟

بعد ازاین خام ِخیالم سبد ِسیب ِتو را می بافد
قالی ِسرخترین نقش ِپرنسیب ِتورا می بافد
ترمه فامی تنت از مخمل ِپردازش ِشعرم/ ونه نرگس

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم نرگس

نرگس او با دل بیمار من الفت گرفت

عاقبت درد محبت عین درمان شد مرا

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم نرگس

در ضیافت تولدت

خاک در شکوه جنبشی دگر

رخت زرد خویش را درید

و تکان تازه ای به خویش داد

هم بدین سبب به رود زد

تا غبار تاخت ستمگران دهر را

/ در گذر آب شستشو دهد

انتظار سهم ماست

اعتراض نیز

ما ظهور نور را به انتظار

/ با طلوع هر سپیده آه می کشیم

ای دلیل جنبش زمین قسم به فجر

/ تا تولد بهار عدل

/ ظالمان دهر را به دار می کشیم

گوش را به نبض تند خاک می دهیم

گام عادلی بزرگ را

/ منتظر، شماره می کند

در بهار، اعتراف سبز باغ را شنیده ام که می شکفت

اذن رویش بهار را تو داده ای

*

باور گلی به ذهن ساقه های سبز

لیک خود چو غنچه ای صبور

/ بسته مانده ای

رسم غنچه نیست بسته ماندن

غنچه های نرگس این زمان –

/ به ناز باز می شوند

ما ظهور عطر را ز غنچه تا به گل شدن

/ انتظار می کشیم

خاک تشنه است و ما از این کویر

/ خندقی به سمت جویبار می کشیم

*

یک چپر میان ماست

پشت آن چپر که تا خداست

با فرشته ها به گفتگو نشسته ای

*

آفتاب

/ از جبین پاک تو طلوع می کند

در فضای پاک چشم روشنت

/ محو می شود غروب می کند

ایستاده ای بلند

/ روشنان ماهتاب را نظاره می کنی

با تو آسمان تولدی دوباره یافت

پیشوای کاروان عشق!

کاروان حماسه می سراید اینچنین:

/انتظار سهم ماست

/ اعتراض نیز

منجیا، یقین تو نیز منتظر

/ چشم بر اشاره ی خدا نشسته ای!

بهترین شعر در مورد اسم نرگس

تن همه چشم است به صحن چمن

نرگس شهلا به تماشای تو

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم نرگس

آن نرگس مستانه اش برد از دلم صبر و قرار
وآن زلف وگیسوی کمند بست بردلم تارفرار

عارض نگو چون قرص ماه آمد میان جان ما
جانها شده رنگین کمان زین ماه جان تابان ما

هرجا رود آن گل عذارحیران شوند مستان او
مستان ز مستی سردهند آواز دل از نام او

دلها شده مجذوب او جان دل است منظور ما
منت گذار بر این دلان مست توایم منصور ما

اشکم شده خشک ازفراق خالی شده جام شراب
نقبی به این صحرا بزن جامی رسان براین خراب

چون بنگرد در حال ما شرمنده گردیم از رخش
زردی رخساری زما چون ماه خوبان عارضش

«ساقی» مرو از در برون یکدم نشین در بزم یار
زین عارض مستانه اش جامی ستان از کام یار

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم نرگس

هر دو عالم را به یک نظاره کشی

آفرین بر نرگس سحر آفرینت

شعر درباره اسم نرگس

باغ نرگس پر از غفلت بود
باغبانش پر از نفرت بود
باغبانی پر از کینه و درد
باغبان نگوکه مزدورشب
توی هر کوچه ی باغ
رود خون پر شده بود
نرگسی می رویید
زیر غم له شده بود
و فضای باغ ما
عین وحشت شده بود
خار رایج شده بود
اضطراب و واهمه
سهم گل ها شده بود
بوی گند مرداب
بوی باغم شده بود
تا که روزی آمد
آسمان دریا شد
نوری از شرق زمین
باغبان ما شد
بوسه ها احیا شد
خنده ها پیدا شد
جای هر نرگس ناز
لاله ای ظاهر شد
گرچه شب سیلی خورد
او هنوز در هوس باغ من است
و نمیداند هیچ
لاله ی قرمز هم
عاشق شهادت است

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم نرگس

ای چشم تو چون نرگسی شد خواب در چشمم خسی

بیدار می بینم بسی لیک از پی دانگانه ای

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم نرگس

سلام بر خورشید چشمانت

صدای ترنم باران٬

ای آیه های زندگی در شام امیدواران.

در غم تنهایی٬ افسرده ام و خاموش٬

در دوری نسیم تو ٬ بی تابم

نیاید روزی که کنم تو را فراموش٬

پیوسته دلم با توست٬ تویی خواب شب و

بیداری روزم٬

در فراق دستانت٬ تنهایم و بی یاور٬

در تب می سوزم.

تویی امید پروازم٬زخمی ام

با بالهایی بشکسته٬ منتظر بهانه ای برای آغازم.

تشنه ام٬دریا کجاست؟ کو آب؟

نخورده آب دریای تو ترسم شوم در خواب.

دوری نمی دانم٬ اما تو نزدیکی٬ نزدیکتر

از سایه ای بامن٬

نمی دانم در خیالم یا که حقیقت دارد٬

تو همسایه ای با من!.

چون پروانه می گردم٬بر شمع وجود تو٬

نمی دانم کدام سویی تا کنم سجود تو.

بی تو چون سرابم٬ حباب روی آبم٬همنشین

غصه های مهتابم٬

می سوزد دل برای دل کبابم .

در این جاده طولانی٬ پر از درد بی سامانی٬

پنهان پیدایی تو٬

در میخانه مشتاقان٬

هم پیاله هر شیدایی تو.

تمام زندگی ام فدای تو ای گل نرگس٬

تویی بغض نهفته و نشکسته ام٬

من برای توام ای غریب ترین حس.

تو آفتاب درخشانی در پشت ابر٬

سهم من چیست؟ روزهای بی قراری٬

امید٬ انتظار و تا آمدنت صبر.

نام تو ریشه دوانده در تار و پودم٬

بی تو چه بی بهره و سودم.

برگ پاییزم٬ زردم

سکوت زمستانم٬ سردم

مه آلوده ترین نغمه دردم

به دنبال ردپای تو٬ ای بهار میگردم.

اینجا ٬آدینه ها٬ می کنیم آذین خیالمان را٬

شاید که این جمعه بیایی تو از آنسوی فرداها.

کوچه خالی از ترانه شکفتن است٬

در دلهایمان٬ هوا ٬

هوای آمدن است

شعر عاشقانه درباره اسم نرگس

خاموش خاموش ای زبان همچو زبان سوسنان

مانند نرگس چشم شو در باغ کن نطاره ای

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم نرگس

من خود عشقی زنده ام ،باشد زمن یادی کنید
بار دیگر باغبان عشق های زنده را یـاری کنید

من صدای بیصدای بلبلان بیدلم در این قفس
ای خدایان ناکجای باغ را بهرم گل آرایی کنید

این دو چشمم آسمان بوستان عشق هاست
مهر و مـه گل های بستان را صف آرایـی کنید

بهرهرگل چشمه ساری ارمغان زندگی است
ابرکانم پای هرگل آب نابی هم شماجاری کنید

زینت باغ و گلستان از دو چشم نرگس است
بر کناری خاطر چشمان نرگس را تماشایی کنید

هر یکی از عاشقان شد زنده شمع این زمین
آسمانیهاشما هم عرش اعلی راچراغانی کنید

رخ نموده در شب و مانند مه تابان روید
لحظه های شامگاه تار را هرلحظه مهتابی کنید

راه بستید بر غم و هم دور کردید غصه را
از تمام لحظه های شادمـانی پرده برداری کنید

دیدگان عشق را روشن کنید برآن جمال
محفل عشاق را بانور چشم خویش نورانی کنید

ساغر«مینا»ی ما لبریز سازید از شراب زندگی
گنبد دوّار را از بهـر ما همـواره «مینـا» یی کنید

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم نرگس

گوید به هر گلشن هر نرگس و هر سوسن

کز زحمت و رنج ما ای باد صبا چونی

زیباترین شعر درباره اسم نرگس

مژده بادا بتو ای شیـعه اثنا عـشری
زآنکه آمد بجهان، رهــــبر اثنا عشری

شده از نور رُخش نرگـس نرجـس روشن
که زوی فخر فـــــروشد بر هر راهبری

دگر ای شیعه اثنا عــشری هیـچ منال
نه دگر شکـوه بکن، از غم هر درد سری

کآمده بهر تو از دوست طبیـبـی که کند
چارهَ درد و غـم تو به شب و هر سحری

قآئم آل محمّد(ص)، خلف پاک حسن(ع)
عسکـری پور وعلـی نور وسلیمان فری

باز برخوان دعای فـرج حضرت دوست
«سائسا» زآنکه ترا است امیدی به بری

تیغ برکش ز نیـام ای تو شهنشاهِ جهان
ملت ماشـده مسکـــــین و همه دربدری

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.